به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین اصغر میرزاپور، پژوهشگر و مدرس سطوح عالی حوزه علمیه قم، در نخستین نشست از دومین دوره مجازی نور عالمتاب که به همت بنیاد بینالمللی امامت نمایندگی خراسان و کانون حقیقت و معرفت و با همکاری مدرسه علمیه ولایت و کانون فارغالتحصیلان جامعهالزهرا(س) خراسان برگزار شد، در جمع طلاب، دانشجویان و پژوهشگران، به تبیین نسبت حقیقت نبوی و عینیت تاریخی پرداخت.
وی با اشاره به رویکردهای موجود در مطالعات تاریخی درباره پیامبر اکرم(ص) اظهار داشت: عمده مباحثی که در فضای تاریخ درباره پیامبر اکرم(ص) مطرح میشود، ناظر به گزارش برخی واقعیتهای تاریخی است که بخش قابل توجهی از آن از طریق منابع اهل سنت به ما رسیده است، در حالی که درباره حقیقت ملکوتی پیامبر اسلام(ص) کمتر در فضای مطالعات تاریخی بحث شده و اگر مباحثی نیز مطرح شده، عمدتاً با رویکرد کلامی به این مسئله پرداخته شده است.
پژوهشگر حوزه علمیه قم افزود: با توجه به اینکه عینیت تاریخی بخش مهمی از مطالعات سیرهای است، در این بحث بیشتر تلاش میکنیم نشان دهیم حقیقت قدسی و ملکوتی پیامبر اکرم(ص) با ویژگیهایی که در مجموعه آیات و روایات تبیین شده، چگونه در عینیت تاریخی تجلی پیدا کرده است.
وی با اشاره به آسیبشناسی مطالعات سیرهپژوهی معاصر تصریح کرد: در این حوزه با دو آسیب جدی مواجه هستیم؛ بخشی از پژوهشها حقیقت نبوی را به رخدادنگاری محض تاریخی تقلیل دادهاند و پیامبر اکرم(ص) را صرفاً کنشگری برخاسته از مناسبات اقتصادی، قبیلهای و اقلیمی حجاز معرفی میکنند و سیره را نیز به وقایعنگاری گذشتهای منقضیشده فرو میکاهند.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور ادامه داد: این رویکرد که ریشه در نگرشهای مادیگرایانه و پوزیتیویستی دارد، تلاش میکند با حذف متغیر وحی از معادلات، پیامبر را صرفاً کنشگری اجتماعی و محصول ساختارهای مادی حجاز معرفی کند. طرفداران این نگاه با هدف علمیسازی صوری، حقیقت قدسی را به سطح رخدادهای اجتماعی فرود میآورند و از تبیین نقش هدایتگر و فراتاریخی وحی در بازآفرینی تاریخ پرهیز میکنند.
وی آسیب دوم را انتزاعگرایی فراتاریخی دانست و گفت: جریان دیگری نیز وجود دارد که با رویکردی افراطی، وجود نبی را از بستر عینی و اجتماعی زمانه جدا کرده و به حقیقتی صرفاً ملکوتی و ذهنی تقلیل میدهد. پیروان این رویکرد به بهانه حفظ قداست مقام پیامبر(ص)، از درگیری با واقعیتهای تاریخی حیات بشر فاصله میگیرند.
استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این نگاه اگرچه در ظاهر تکریم مقام پیامبر(ص) است، اما در عمل ایشان را از ساحت اسوه عینی به یک مفهوم انتزاعی تبدیل میکند و امکان پیوند سیره با مسائل جاری حیات بشری و تحقق عینی آموزههای دینی در متن جامعه را از بین میبرد.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور با بیان اینکه تاریخ ظرف ظهور حقیقت قدسی است، نه علت و پدیدآورنده آن، اظهار داشت: مدعای اصلی این نشست آن است که وجود مبارک رسول خدا(ص) مجمع البحرین ملکوت و تاریخ و نقطه تلاقی امر قدسی و امر عینی است؛پیامبر، بشری حامل وحی است که در متن زمانه زندگی کرد، اما در ساختارهای موجود هضم نشد؛ بلکه تاریخ را از درون بازآفرینی و هدایت کرد.
وی افزود: در مطالعات سیرهشناسی گاهی سیره به ارائه چند گزاره و رخداد تاریخی تقلیل داده شده است، در حالی که سیره در این نگاه، روح حاکم بر رفتار و بینش رسول خدا(ص) است؛ سیره نبوی نه رخدادنگاری منفعلانهای است که در گذشته دفن شده باشد و نه مفهومی انتزاعی و دستنیافتنی که پیوندی با واقعیت امروز نداشته باشد؛ بلکه حقیقت جاری و ساری وحی در کالبد تاریخ است.
وی ادامه داد: پیامبر اکرم(ص) با وقوف بر حقیقت وحیانی و اشراف بر مقتضیات علمی عصر خویش نشان دادند که چگونه میتوان از دل ساختارهای موجود اجتماعی، سیاسی و قبیلهای، ساختاری نو بر مبنای توحید و عدالت بنا کرد.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور تأکید کرد: تأسی و الگوپذیری از سیره پیامبر(ص) به معنای بازتولید صوری افعال ایشان نیست، بلکه به معنای استخراج منطق حاکم بر کنشهای نبوی و بهکارگیری آن منطق در مواجهه با چالشهای هر عصر است.
وی گفت: امروز با بحرانهای متعددی مواجه هستیم و اگر سیره پیامبر(ص) بهدرستی مورد مطالعه قرار گیرد و روح حاکم بر رفتار ایشان استخراج و در عرصه عینی پیاده شود، میتواند به جامعه در عبور از این بحرانها کمک کند.
استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر ضرورت عبور سیرهپژوهی از دو آسیب تقلیلگرایی و انتزاعگرایی اظهار داشت: پژوهشگر سیره باید به دنبال کشف معماری الهی باشد؛ اینکه حقیقت قدسی چگونه در ظرف تاریخ به بار نشسته و به الگویی برای هدایت همیشگی بشر تبدیل شده است.
وی در ادامه، مباحث خود را در چند محور معرفتی و تاریخی تشریح کرد و گفت: نخستین محور، بنیادهای معرفتی است. برای تبیین نسبت میان حقیقت ملکوتی و عینیت تاریخی، باید به مبانی معرفتی این مسئله توجه کنیم.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور افزود: در منظومه حکمت و عرفان اسلامی، از مرتبه نوری پیامبر(ص) با عناوینی همچون حقیقت محمدیه، صادر اول، کلمه تامه، انسان کامل و مظهر اسم جامع الهی یاد شده است؛ البته این تعابیر به معنای قائل شدن شأن الوهی یا استقلالی برای پیامبر نیست، بلکه درصدد تبیین عالیترین مرتبه مظهریت در هندسه آفرینش و در بستر عبودیت محض است.
وی تصریح کرد: حقیقت ملکوتی پیامبر(ص) در تقابل با بشریت ایشان نیست، بلکه در تکامل آن قرار دارد؛ حقیقتی که در اوج عبودیت تجلی یافته است. قرآن کریم نیز این دو ساحت را در توازنی حکیمانه ترسیم کرده است.
پژوهشگر حوزه علمیه قم با اشاره به ساحت بشری پیامبر(ص) گفت: تأکید قرآن بر بشریت پیامبر(ص) برای نفی مقام نبوت نیست، بلکه برای اثبات شرط بنیادین حضور ایشان در تاریخ است؛ بشریت پیامبر بستر لازم برای ارتباط با جامعه، تجربه رنجها، تدبیر امور، جنگها و صلحها و سایر کنشهای اجتماعی ایشان را فراهم کرده است.
وی خاطرنشان کرد: بدون توجه به این ساحت عینی، سیره به امری غیرقابل اجرا تبدیل میشود. در کنار این ساحت، قرآن به ساحت ملکوت و اتصال پیامبر(ص) به مبدأ نیز توجه کرده و باید نسبت این دو ساحت را بهدرستی فهم کرد.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور دومین محور بحث را روششناسی نسبت حقیقت قدسی و عینیت تاریخی دانست و اظهار داشت: پس از تبیین بنیادهای معرفتی، مسئله اصلی این است که چگونه حقیقت قدسی و فراتاریخی میتواند در قالب زبان و زمان محدود بشری تجلی پیدا کند.
وی با اشاره به آیه چهارم سوره مبارکه ابراهیم و عبارت و ما أرسلنا من رسول إلا بلسان قومه لیبین لهم افزود: این قاعده قرآنی نشان میدهد که فرایند رسالت از یک سو با مقتضیات عینی زمانه و از سوی دیگر با افقهای فراتاریخی وحی در پیوند است.
استادحوزه علمیه قم ادامه داد: وحی الهی برای ابلاغ، تحقق و تبیین حقایق، قالبها، ادبیات، ظرفیتها و زمینههای عینی زمانه را به عنوان میدان نزول و ظهور برمیگزیند؛ بنابراین تاریخ ظرف تحقق حقیقت است، اما وحی هرگز در ویژگیهای اقلیمی، مناسبات طبیعی یا اقتضائات موقت زمانه محبوس نمیماند.
وی تصریح کرد: وحی از ظرف تاریخی استفاده میکند تا بر آن چیره شود، نه اینکه خود را در خدمت اقتضائات تاریخی قرار دهد. بر همین اساس، پیامبر اکرم(ص) نه مفسری منفعل برای سنتهای موجود بودند و نه شخصیتی انتزاعی و بیگانه با واقعیتهای جامعه؛ بلکه با شناخت عمیق مقتضیات عصر جاهلی، از قدرت وحی برای تربیت، تهذیب و جهتدهی توحیدی تاریخ بهره گرفتند.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور گفت: در تحلیل سیره باید میان ابزارهای ارتباطی، از جمله زبان و بستر تاریخی، با محتوای هدایتگر و افق فراتاریخی وحی تمایز قائل شد تا بتوان هم از واقعیتهای تاریخی سیره بهره گرفت و هم از حقیقت فراتاریخی آن برای هدایت دوران معاصر استفاده کرد.
تجلی حقیقت ملکوتی پیامبر(ص) در عینیت تاریخی
حجتالاسلام والمسلمین میرزاپور در ادامه با اشاره به جلوههای تجلی حقیقت ملکوتی پیامبر اکرم(ص) در ساحت عینی سیره اظهار داشت: در روایات، بلندترین و متعالیترین حقایق درباره مقام اهلبیت(ع) و در رأس آنان رسول خدا(ص)، در قالب روایاتی مطرح شده که از آن با عنوان مقام نورانیت یاد میشود و باید بررسی کرد این حقیقت قدسی و جایگاه نورانی چگونه در طبیعت و تاریخ تجلی پیدا کرده است.
وی افزود: برای بررسی این مسئله، چهار ساحت را میتوان مورد توجه قرار داد که نخستین آن، هندسه اخلاقی و تجسم عینی توحید است. اخلاق نبوی صرفاً رعایت مجموعهای از قواعد رفتاری نیست، بلکه تجسم عینی حقیقت توحید در مقام عمل است.
استادحوزه علمیه قم با اشاره به آیه شریفه و إنک لعلی خلق عظیم تصریح کرد: قرآن کریم با تعبیری فراتر از اخلاق انسانی معمول از رسول خدا(ص) یاد میکند و خلق عظیم ایشان در حقیقت تلاقی موزون فضایل مختلفی است که در مقام عمل به واقعیتهای تاریخی تبدیل شده است.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور با اشاره به واقعه فتح مکه اظهار داشت: پیامبر اکرم(ص) و مؤمنان در دوران حضور در مکه با مشکلات و فشارهای فراوانی مواجه شدند و پس از هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، سرانجام مکه فتح شد؛ در آن مقطع، پیامبر(ص) در موضع قدرت مطلق قرار داشت، اما برخلاف سنت انتقامجویی قبیلهای، منطق عفو و بخشش را در پیش گرفت و سنتهای انتقامجویانه را درهم شکست.
وی افزود: این رفتار نشان میدهد غایت قدرت در نظام نبوی، سلطه بر دیگران نیست، بلکه تسخیر قلوب و احیای نفوس است. قدرت در سیره پیامبر(ص) هنگامی ارزشمند است که در مسیر هدایت انسان و اصلاح جامعه قرار گیرد.
پژوهشگر حوزه علمیه قم با اشاره به واقعه طائف گفت: در این حادثه، پیامبر اکرم(ص) با وجود آزار و اذیت فراوانی که از سوی مردم طائف متحمل شدند، به دنبال مجازات قهرآمیز آنان نبودند و افقی فراتر از شرایط موجود را مشاهده میکردند.
وی ادامه داد: پیامبر(ص) در این واقعه، آیندهای را میدیدند که از دل همان جامعه، انسانهایی با ایمان و هدایتیافته پدید خواهند آمد. این نگاه نشان میدهد منطق نبوی در مواجهه با انسانها صرفاً بر واکنش به رفتار فعلی آنان استوار نیست، بلکه ظرفیتهای آینده و امکان هدایت آنان را نیز مورد توجه قرار میدهد.
عدالت؛ اصل خدشهناپذیر در سیره نبوی
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور در ادامه با اشاره به ماجرای سرقت زنی از قبیله بنیمخزوم اظهار داشت: در این حادثه تلاش شد به دلیل جایگاه اجتماعی فرد، از اجرای عدالت جلوگیری شود، اما پیامبر اکرم(ص) با صراحت اعلام کردند که اجرای قانون و عدالت درباره افراد نباید تابع موقعیت اجتماعی و قبیلهای آنان باشد.
وی افزود: تأکید پیامبر(ص) بر اینکه اگر فاطمه دختر محمد نیز مرتکب چنین عملی میشد، حکم درباره او اجرا میشد، نشاندهنده قاطعیت ایشان در اجرای عدالت و نفی تبعیض است. این مسئله نمونهای روشن از تجلی حقیقت قدسی در رفتار عینی و تاریخی پیامبر اکرم(ص) است.
استادحوزه علمیه قم، دومین جلوه تجلی حقیقت نبوی در تاریخ را تشکیل نظام سیاسی در مدینه دانست و اظهار داشت: هجرت نبوی تنها یک جابهجایی جغرافیایی نبود، بلکه انتقالی پارادایمیک از مرحله مقاومت و انقباض به مرحله دولتسازی و جامعهپردازی بود.
وی افزود: پیامبر اکرم(ص) پس از ورود به مدینه، اقدام به تدوین صحیفه مدینه کردند که میتوان آن را از نخستین میثاقهای حقوقی و سیاسی در جامعه اسلامی دانست؛ میثاقی که بر نظم اجتماعی متکثر، حقوق و مسئولیتهای جمعی و عبور از پیوندهای صرفاً خونی و قبیلهای به سوی مسئولیتهای اجتماعی استوار بود.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور ادامه داد: در مدینه، عقد اخوت و عقلانیت جمعی نیز مورد توجه قرار گرفت و این مسئله نشان میدهد که پیامبر اکرم(ص) در کنار اتصال به وحی، از عقلانیت بشری و تجربههای اجتماعی نیز استفاده میکردند.
وی با اشاره به ماجرای حفر خندق گفت: در واقعه حفر خندق، پیشنهاد سلمان فارسی مورد توجه قرار گرفت و پیامبر اکرم(ص) از یک تجربه و تدبیر موجود در میان یاران استفاده کردند. این مسئله نشان میدهد اتصال پیامبر(ص) به وحی هرگز به معنای نفی خرد تجربی و عقلانیت بشری نیست.
پژوهشگر حوزه علمیه قم تصریح کرد: در منطق نبوی، عقلانیت بشری در کنار هدایت وحیانی قرار میگیرد و ظرفیتهای تجربی جامعه برای تحقق اهداف الهی مورد استفاده قرار میگیرد. بنابراین، نمیتوان سیره پیامبر(ص) را صرفاً با رویکردی قدسی و جدا از واقعیتهای اجتماعی و عقلانی تحلیل کرد.
قدرت در منطق نبوی؛ ابزاری برای صیانت و رفع موانع آزادی
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور با اشاره به منطق دفاعی پیامبر اکرم(ص) اظهار داشت: در منطق نبوی، جهان و قدرت هدف ذاتی نیستند، بلکه ابزارهایی برای صیانت از انسان، دفع فتنه و رفع موانع آزادی و هدایت انسان به شمار میروند.
وی افزود: جایگاه فرا تاریخی پیامبر اکرم(ص) هنگامی که در عینیت تاریخی ظهور پیدا میکند، خود را در رفتارهای متعالی و انسانی نشان میدهد. بنابراین، جایگاه قدسی پیامبر(ص) از عینیت تاریخی ایشان جدا نیست.
استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در برخی مطالعات سیره، ساحت قدسی پیامبر(ص) آنقدر برجسته شده که ایشان به شخصیتی دستنیافتنی تبدیل شدهاند و امکان الگوپذیری از سیره ایشان کاهش یافته است؛ در مقابل، در برخی مطالعات تقلیدگرایانه نیز آنقدر بر جنبههای تاریخی و مادی تأکید شده که ساحت قدسی و الهی پیامبر(ص) نادیده گرفته شده است.
وی تأکید کرد: باید این دو ساحت را در کنار یکدیگر دید؛ یعنی حقیقت فراتاریخی پیامبر(ص) را پذیرفت و در عین حال، عینیت تاریخی و قابلیت الگوگیری از سیره ایشان را مورد توجه قرار داد.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور در ادامه با اشاره به ضرورت ارائه مدلی برای فهم نسبت حقیقت نبوی و عینیت تاریخی گفت: در تحلیل سیره باید به مدلی دست یافت که از دو آسیب تقلیلگرایی و انتزاعگرایی عبور کند و مسیر سیرهپژوهی نظاممند را فراهم سازد.
وی افزود: نخستین اصل این مدل آن است که افعال و کنشهای پیامبر اکرم(ص) در بستر واقعیتهای تاریخی، جغرافیایی و انسانی عصر خویش شکل گرفته و با ابزارهای آن زمان، از جمله زبان و ساختارهای اجتماعی، پیوند داشته، اما هرگز در ضرورتهای مادی زمانه محبوس نشده است.
پژوهشگر حوزه علمیه قم تصریح کرد: این مسئله را میتوان تاریخمندی بدون تاریخزدگی نامید؛ سیره تاریخی است، زیرا در زمان و مکان مشخص رخ داده، اما تاریخزده نیست، زیرا ریشههای آن در حقایق وحیانی و فراتاریخی قرار دارد و میتوان منطق حاکم بر آن را برای مدیریت شرایط و زمانهای دیگر نیز به کار گرفت.
وی اصل دوم را عقلانیت ابزاری در خدمت غایت قدسی عنوان کرد و گفت: تدابیر نظامی، سیاسی و اقتصادی پیامبر اکرم(ص) نشاندهنده بهرهگیری از عالیترین سطوح تدبیر و عقلانیت عملی برای اقامه توحید و عدالت در جامعه است.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور افزود: راهبردهای جنگی، مدیریت بحران و سایر تدابیر پیامبر(ص)، هدف مستقل از غایات الهی نبودند، بلکه ابزارهایی برای تحقق مقاصد الهی به شمار میرفتند. در واقع، عقلانیت بشری در حضور وحی از یک ابزار بقا به ابزاری برای بنای تمدن ارتقا پیدا میکند.
وی اصل سوم را قدرت مهارشده با شریعت و اخلاق دانست و اظهار داشت: اقتدار نبوی در نقطه مقابل استبداد و توسعهطلبی مادی قرار داشت و همواره به حدود الهی و کرامت ذاتی انسان مقید بود.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره دوباره به فتح مکه گفت: اگر در فتح مکه معادلات معمول قدرت و منطق انتقامجویی قبیلهای حاکم بود، حوادث تلخی رخ میداد، اما پیامبر اکرم(ص) با توجه به بنیاد جدیدی که ایجاد کرده بودند، مسیر متفاوتی را برگزیدند.
وی ادامه داد: برخلاف قدرتهای تاریخی که هدفشان سلطه بر انسانهاست، قدرت در سیره نبوی ابزاری برای تسخیر قلوب و احیای نفوس است؛این قدرت به دلیل اتصال به حقیقت ملکوتی، از خودکامگی و خودسرانه بودن رها شده و در مدار عبودیت خداوند و خدمت به خلق و هدایت آنان حرکت میکند.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور تأکید کرد: برای فهم نظاممند سیره، پژوهشگر باید از نگاه رخدادمحور که پیامبر(ص) را صرفاً یک کنشگر تاریخی میبیند و نیز از نگاه تجریدی که ایشان را صرفاً مفهومی غیبی میداند، فراتر رود و به دنبال کشف منطق حاکم بر کنشهای نبوی باشد؛ منطقی که در آن حقیقت ملکوتی به عینیت تاریخی معنا و جهت میبخشد.
وی در ادامه با تأکید بر ضرورت خروج سیره نبوی از سطح یک خاطره تاریخی یا متنی صرفاً توصیفی اظهار داشت: اگر سیره نبوی از سطح یک خاطره تاریخی و متنی غیرکاربردی خارج شود و بهعنوان یک نظام جامع و منهج عملی مورد توجه قرار گیرد، میتواند الگویی برای برونرفت از بحرانهای انسان معاصر ارائه دهد.
وی افزود: امروز جوامع انسانی با بحرانهای متعددی مواجه هستند و برای عبور از این بحرانها باید به سیره نبوی توجه جدی شود؛ زیرا بدون اتصال جامعه و بشریت به وحی، راهکار جامع و مطمئنی برای عبور از بسیاری از بحرانهای موجود وجود نخواهد داشت.
پژوهشگر حوزه علمیه قم با اشاره به ظرفیتهای سیره نبوی در مواجهه با بحرانهای معاصر گفت: این ظرفیت را میتوان در سه تراز بازسازی انسان، بازسازی نظام اجتماعی و تمدنسازی اسلامی مورد بررسی قرار داد.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور نخستین تراز را بازسازی انسان دانست و اظهار داشت: سیره نبوی میتواند در احیای هویت قدسی انسان در عصر خودبیگانگی نقشآفرین باشد. انسان مدرن امروز در دام اومانیسم بریده از وحی، فردگرایی افراطی، پوچگرایی و بحران هویت و معنا گرفتار شده و این وضعیت در نهایت جایگاه انسان را تا حد یک ماشین تولید و مصرف تقلیل داده است.
وی افزود: اگر سیره نبوی بهدرستی تبیین شود، میتواند در بازسازی هویت انسانی نقش مهمی ایفا کند؛ زیرا سیره پیامبر اکرم(ص) با پیوند دادن ساحت ناسوتی و ملکوتی انسان، الگویی از انسان عاقل، اخلاقی و مسئول ارائه میدهد.
استادحوزه علمیه قم ادامه داد: در این الگو، عبودیت منشأ آزادی انسان از تعلقات و طاغوتهای درونی و بیرونی است و نه عامل انفعال. اخلاق نیز صرفاً مجموعهای از قراردادها و مصلحتهای اجتماعی نیست، بلکه انعکاس صبغه الهی در تکوین شخصیت انسان است.
وی تصریح کرد: مسئولیت نیز در این نگاه، برآمده از نگرش امانتدارانه انسان نسبت به جهان و جامعه است؛ بهگونهای که تکتک افراد امت در برابر سرنوشت جمعی خود مسئول هستند.
سیره نبوی و بازسازی نظام اجتماعی
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور دومین تراز را بازسازی نظام اجتماعی عنوان کرد و گفت: سیره نبوی در بعد اجتماعی، هندسهای عادلانه و منسجم برای جامعه متکثر ارائه میکند.
وی افزود: جوامع امروز میان دو قطب افراطی گرفتار شدهاند؛ از یک سو فاشیسم و انحصارطلبی هویتی و از سوی دیگر تکثرگرایی بیقاعده و نسبیگرایانه قرار دارد و در نتیجه بسیاری از جوامع از شکافهای طبقاتی، فساد اداری و فرسایش سرمایه اجتماعی رنج میبرند.
پژوهشگر حوزه علمیه قم با اشاره به الگوی جامعه مدینه اظهار داشت: تأسیس مدینهالنبی نشان داد که سیره پیامبر(ص) یک نظام اجتماعی کارآمد با شاخصهای مشخص ارائه میکند. صحیفه مدینه، سندی بنیادین در تأسیس جامعهای با حقوق و تکالیف شفاف بود که در آن تکثر قبائلی و دینی به رسمیت شناخته شد و امنیت در چارچوب یک میثاق جمعی سامان یافت.
وی ادامه داد: نفی اشرافیت قریش، مقابله با ربا، بازتولید ثروت از طریق انفاق و زکات و شکستن مرزهای قبیلهای به نفع پیوند ایمانی، از جمله اقداماتی بود که رسول خدا(ص) در عینیت تاریخی برای شکلدهی جامعهای مبتنی بر عدالت و ایمان دنبال کردند.
سیره نبوی؛ ظرفیتی برای تمدنسازی
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور سومین تراز را تمدنسازی دانست و اظهار داشت: اگر سیره پیامبر اکرم(ص) از زاویه تمدنسازی مورد مطالعه قرار گیرد، ظرفیتهای فراوانی برای مدیریت مسائل اجتماعی و تاریخی در اختیار ما قرار میدهد.
وی با انتقاد از غلبه رویکرد رخدادنگارانه در مطالعات سیره گفت: بخش قابل توجهی از مطالعات سیرهپژوهی متداول در سطح رخدادنگاری توصیفی و نقلی باقی مانده است. در نهایت نیز در برخی آثار به فضائلنگاری درباره پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) بسنده شده، در حالی که باید حقیقت نبوی را در ابعاد معرفتی، اجتماعی و تمدنی مورد مطالعه قرار داد.
پژوهشگر حوزه علمیه قم افزود: صرفاً اینکه بدانیم در فلان سال چه اتفاقی رخ داده یا پیامبر اکرم(ص) در جنگها و غزوات چه اقداماتی انجام دادهاند، برای شناخت سیره کافی نیست. مسئله اصلی، کشف منطق حاکم بر این کنشها و استفاده از آن منطق برای حل مسائل امروز است.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور با تأکید بر ضرورت عبور از توصیف تاریخی به اجتهاد تمدنی تصریح کرد: رسالت امروز سیرهپژوهی، حرکت به سوی اجتهاد تمدنی در سیره است؛ یعنی باید منطق حکمرانی نبوی را کشف کرد و میان ظروف تاریخی متغیر و اصول و مقاصد ثابت وحیانی تمایز گذاشت.
وی افزود: باید قواعد حاکم بر تصمیمگیریهای پیچیده پیامبر اکرم(ص) را استخراج کنیم؛ از جمله در موضوعاتی مانند صلح حدیبیه، دیپلماسی، حفر خندق در مواجهه با تهدیدهای نامتقارن و ایجاد پیوند برادری در مدیریت تضادهای اجتماعی.
استادحوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اگر این قواعد و منطقها استخراج شود، سیره نبوی در افق معاصر دیگر یک بایگانی راکد از گزارشهای گذشته نخواهد بود، بلکه به میدان زنده الگوسازی راهبردی تبدیل میشود.
وی ادامه داد: هنگامی که حقیقت نبوی بهعنوان روحی جاری در کالبد اجتهاد تمدنی جریان پیدا کند، امکان بازتولید تمدن نوین اسلامی در جهانی بحرانزده فراهم خواهد شد.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور با اشاره به برخی برداشتهای ناقص از تاریخ پیامبر اکرم(ص) گفت: امروز گاهی در تحلیل مسائل سیاسی به صلح حدیبیه استناد میشود و گفته میشود پیامبر اسلام(ص) نیز صلح میکردند و صلح یک راهبرد سیاسی و اخلاقی بود. اصل این سخن درست است، اما نباید بخشی از حقیقت تاریخی را جدا کرد و بخش دیگر را نادیده گرفت.
وی افزود: پیامبر اکرم(ص) صلح کردند، اما اگر طرف مقابل برخلاف تعهدات و چارچوب صلح عمل میکرد، حضرت برخوردهای قاطعانهای داشتند. بنابراین، در بیان گزارشهای تاریخی باید تمام حقیقت سیره را مورد توجه قرار داد.
استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: انتظار از مسئولان و صاحبان تریبون این است که هنگام استناد به تاریخ و سیره پیامبر(ص)، همه ابعاد یک واقعه را بیان کنند و از تقلیل سیره به بخشی که با تحلیل مورد نظر آنان سازگار است، پرهیز شود.
وی با تأکید بر اینکه سیره نبوی باید بهعنوان یک دانش راهبردی مورد مطالعه قرار گیرد، اظهار داشت: چالش معرفتی اصلی در مطالعات سیره این است که بخش زیادی از این مطالعات در سطح رخدادنگاری توصیفی باقی مانده و از آن فراتر نرفته است.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور گفت: باید از این مرحله عبور کرد و به سمت اجتهاد تمدنی در سیره حرکت کرد؛ اجتهادی که بتواند عقلانیت نبوی، منطق تصمیمگیری و قواعد حکمرانی پیامبر اکرم(ص) را استخراج کند و آنها را به چارچوبی نظری و راهبردی برای حل مسائل انسان معاصر تبدیل سازد.
وی خاطرنشان کرد: سیره نبوی در افق معاصر، یک بایگانی تاریخی نیست؛ بلکه میدان زنده الگوسازی است و میتواند در بازسازی انسان، اصلاح نظام اجتماعی و حرکت به سمت تمدن اسلامی نقشآفرین باشد.
پیامبر اکرم(ص)؛ معمار افق تمدنی در تاریخ بشریت
حجتالاسلام والمسلمین میرزاپور در ادامه با جمعبندی مباحث مطرحشده اظهار داشت: رسول خدا(ص) معیار و معمار افق تمدنی در تاریخ بشریت است؛ وجود مقدسی که دوگانهانگاری میان ملکوت و ناسوت، ایمان و تدبیر، معنویت و قدرت را درهم شکست و نشان داد چگونه میتوان در اوج اتصال به سرچشمه غیب، عینیترین، واقعگرایانهترین و عادلانهترین نظام اجتماعی، سیاسی و مدنی را در بستر واقعیتهای تاریخی مستقر کرد.
وی افزود: حاصل این بحث آن است که باید همزمان با تقلیلگرایی مادی مقابله کنیم؛ رویکردی که نبوت را به محصول ساختارهای قبیلهای و اقلیمی حجاز تقلیل میدهد و از سوی دیگر، انتزاعگرایی فراتاریخی را نیز نفی کنیم؛ رویکردی که پیامبر اکرم(ص) را چنان دستنیافتنی تصویر میکند که امکان الگوگیری عملی از سیره ایشان از بین میرود.
پژوهشگر حوزه علمیه قم تصریح کرد: سیره نبوی، تندیس زنده و تجسم عینی توحید در تاریخ است و تاریخ برای پیامبران الهی زندان نیست، بلکه ظرفی برای تنزیل و تحقق اراده و حکمت الهی است.
رسالت حوزه و دانشگاه؛ حرکت به سوی اجتهاد تمدنی در سیره
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور با اشاره به مسئولیت نخبگان علمی جهان اسلام اظهار داشت: رسالت امروز نخبگان حوزههای علمیه و دانشگاههای جهان اسلام، توقف در لایههای رخدادنگاری توصیفی و نقلی نیست، بلکه باید با شجاعت به سوی اجتهاد تمدنی در سیره حرکت کنند.
وی افزود: اجتهاد تمدنی در سیره به معنای کشف عقلانیت، منطق تصمیمگیری و قواعد حکمرانی نبوی است تا بتوان از آن بهعنوان چارچوبی نظری و راهبردی برای گرهگشایی از بحرانهای معرفتی و ساختاری انسان معاصر و زمینهسازی برای بنای تمدن نوین اسلامی استفاده کرد.
پژوهشگر حوزه علمیه قم ادامه داد: قرآن کریم تصویری از پیامبر اکرم(ص) ارائه میکند و ما باید این تصویر را بر اساس یک منطق اجتهادی استخراج کنیم. پس از آن، میتوان با مراجعه به منابع دست اول شیعه و اهل سنت، میزان انطباق گزارشهای تاریخی با این تصویر قرآنی را مورد ارزیابی قرار داد.
وی با تأکید بر جایگاه قرآن در بازخوانی سیره نبوی گفت: در منابع شیعه و اهل سنت، تصاویری از پیامبر اکرم(ص) ارائه شده است، اما باید ابتدا تصویر قرآن از حقیقت رسول خدا(ص) و عینیت تاریخی ایشان را استخراج کنیم و سپس این تصویر را در منابع اصیل شیعه و اهل سنت مورد بررسی قرار دهیم.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور افزود: در بررسی منابع اهل سنت نیز باید با دقت به تصویری که از پیامبر الهی ارائه شده توجه کرد. در برخی منابع دست اول اهل سنت، از جمله صحیح بخاری و صحیح مسلم، گزارشهایی درباره پیامبر اکرم(ص) وجود دارد که با تصویری که قرآن کریم از مقام و شخصیت پیامبر(ص) ارائه میدهد، نیازمند بررسی و ارزیابی جدی است.
وی تصریح کرد: برخی از این گزارشها چنان با شأن و مقام پیامبر اکرم(ص) ناسازگار است که حتی بیان آنها نیز برای انسان دشوار است. بنابراین، باید این گزارشها بهصورت دقیق، مستند و روشمند مورد بررسی قرار گیرد.
استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: بحث حقیقت نبوی و عینیت تاریخی را میتوان با نگرش شیعی بهصورت دقیق تبیین و از آن دفاع کرد و از آثار و پیامدهای معرفتی و تمدنی آن بهره گرفت.
وی افزود: اگر تصویر صحیحی از حقیقت رسول خدا(ص) بر اساس قرآن و منابع اصیل به دست آید، میتوان نسبت میان مقام ملکوتی پیامبر(ص) و کنشهای تاریخی ایشان را بهدرستی تبیین کرد و از گرفتار شدن در دوگانه تقلیلگرایی مادی و انتزاعگرایی فراتاریخی جلوگیری کرد.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور در ادامه با اشاره به اهمیت بحث حقیقت نبوی اظهار داشت: در خصوص حقیقت نبوی، مطالب بسیار دقیق و اساسی در منابع روایی ما وجود دارد و یکی از مهمترین معارف این حوزه در روایاتی درباره مقام نورانیت پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) مطرح شده است.
وی افزود: از جمله مباحث مهم در این زمینه، روایتی است که در آن ابوذر از سلمان درباره معرفت و حقیقت این مقام پرسش میکند و سلمان نیز به آنچه از رسول خدا(ص) درباره این معرفت شنیده است، اشاره میکند.
پژوهشگر حوزه علمیه قم با اشاره به اهمیت این روایت ادامه داد: این دسته از روایات ظرفیت مهمی برای فهم حقیقت نورانی پیامبر اکرم(ص) و نسبت آن با ساحت تاریخی و بشری ایشان دارد و باید با روش علمی و معرفتی مورد بررسی قرار گیرد.
وی تأکید کرد: مسئله اصلی این است که حقیقت نورانی و ملکوتی پیامبر اکرم(ص) را در کنار عینیت تاریخی ایشان مطالعه کنیم؛ بهگونهای که نه حقیقت قدسی پیامبر(ص) به رخدادهای صرف تاریخی تقلیل یابد و نه مقام نورانی ایشان چنان از تاریخ جدا شود که امکان فهم سیره و الگوگیری از آن برای انسان معاصر از بین برود.
میرزاپور خاطرنشان کرد: این نگاه میتواند مسیر جدیدی در سیرهپژوهی ایجاد کند؛ مسیری که از گزارش صرف رخدادهای تاریخی عبور کرده و به کشف منطق حاکم بر رفتار، تصمیمگیری، حکمرانی و جامعهسازی پیامبر اکرم(ص) برسد.
وی اظهار داشت: هدف از این بحث آن است که با تکیه بر قرآن، روایات و منابع معتبر تاریخی، حقیقت نبوی و عینیت تاریخی پیامبر اکرم(ص) در یک منظومه منسجم مورد مطالعه قرار گیرد تا بتوان از این منظومه در مسیر هدایت جامعه و تحقق تمدن اسلامی بهره گرفت.
حجتالاسلام والمسلمین میرزاپور با اشاره به اهمیت بحث حقیقت نبوی اظهار داشت: در خصوص حقیقت نبوی یا حقیقت محمدیه، مطالب بسیار دقیق و اساسی در منابع روایی وجود دارد و یکی از مهمترین معارف این حوزه در روایاتی درباره مقام نورانیت پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) مطرح شده است.
وی افزود: از جمله روایات مهم در این زمینه، روایتی است که در آن ابوذر از سلمان درباره معرفت روحانی و حقیقت این مقام پرسش میکند و سلمان نیز به آنچه از رسول خدا(ص) درباره این معرفت شنیده است، اشاره میکند.
استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: این دسته از روایات، ظرفیت مهمی برای فهم حقیقت نورانی پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) دارند و لازم است این معارف با دقت و روش علمی مورد بررسی قرار گیرند.
وی ادامه داد: بحث حقیقت نبوی نباید صرفاً در سطح مباحث انتزاعی و معرفتی باقی بماند، بلکه باید نسبت این حقیقت با حضور تاریخی پیامبر اکرم(ص) نیز مورد توجه قرار گیرد تا روشن شود حقیقت نورانی و ملکوتی ایشان چگونه در ساحت عینی تاریخ ظهور و تجلی پیدا کرده است.
میرزاپور خاطرنشان کرد: اگر حقیقت نبوی را تنها در ساحت ملکوتی مورد توجه قرار دهیم و از عینیت تاریخی آن غفلت کنیم، امکان فهم سیره بهعنوان یک الگوی عملی برای انسان معاصر کاهش پیدا میکند و اگر نیز حقیقت نبوی را به رخدادهای تاریخی محدود کنیم، از بخش اساسی هویت پیامبر اکرم(ص) غفلت کردهایم.
وی تأکید کرد: راه درست، جمع میان این دو ساحت است؛ یعنی حقیقت ملکوتی پیامبر اکرم(ص) باید در کنار ساحت بشری و تاریخی ایشان مورد مطالعه قرار گیرد تا بتوان از سیره نبوی، الگویی جامع برای هدایت فرد، جامعه و حرکت تمدنی استخراج کرد.
پژوهشگر حوزه علمیه قم در ادامه با تأکید بر ضرورت بازخوانی منابع سیره اظهار داشت: برای دستیابی به تصویری صحیح از پیامبر اکرم(ص)، باید قرآن کریم را بهعنوان معیار و ملاک اصلی قرار داد و سپس گزارشهای منابع روایی و تاریخی را با این معیار مورد ارزیابی قرار داد.
وی افزود: مراجعه به منابع اصیل شیعه و اهل سنت و بررسی تطبیقی گزارشهای موجود درباره شخصیت، رفتار و عملکرد پیامبر اکرم(ص)، میتواند در شناخت دقیقتر حقیقت نبوی و عینیت تاریخی ایشان مؤثر باشد.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور تصریح کرد: در این مسیر باید میان گزارش تاریخی، تحلیل کلامی و حقیقت وحیانی تفکیک قائل شد و با یک روش اجتهادی، مجموعه دادههای تاریخی را مورد ارزیابی قرار داد تا تصویر صحیحی از پیامبر اکرم(ص) به دست آید.
وی خاطرنشان کرد: هدف نهایی این مطالعات، صرفاً افزایش اطلاعات تاریخی درباره پیامبر اکرم(ص) نیست، بلکه باید به کشف منطق حاکم بر سیره ایشان منتهی شود؛ منطقی که بتواند در مواجهه با مسائل انسان و جامعه معاصر نیز مورد استفاده قرار گیرد.
حجت الاسلام والمسلمین میرزاپور با بیان اینکه سیره نبوی باید از سطح نقل رخدادها فراتر رود، اظهار داشت: اگر سیره را بهدرستی بشناسیم، میتوانیم از آن برای فهم چگونگی شکلگیری جامعه نبوی و فرآیند تمدنسازی پیامبر اکرم(ص) استفاده کنیم.
وی افزود: مسئله اصلی در سیرهپژوهی این نیست که صرفاً بدانیم چه اتفاقی در چه زمانی رخ داده است، بلکه باید بدانیم پیامبر اکرم(ص) بر اساس چه مبانی معرفتی و با چه منطق و عقلانیتی تصمیم میگرفتند و چگونه میان اهداف وحیانی و مقتضیات عینی جامعه پیوند برقرار میکردند.
استادحوزه علمیه قم ادامه داد: این نگاه میتواند سیره نبوی را از یک موضوع صرفاً تاریخی به یک دانش زنده و کاربردی تبدیل کند؛ دانشی که ظرفیت پاسخگویی به مسائل انسان معاصر و ارائه الگو برای جامعهسازی و تمدنسازی را دارد.
وی تأکید کرد: بنابراین، شناخت مقام نورانی و حقیقت ملکوتی پیامبر اکرم(ص) باید در کنار شناخت عینیت تاریخی ایشان قرار گیرد و این دو ساحت در یک منظومه معرفتی واحد فهم شود.
انتهای پیام/











نظر شما